تبليغاتX
روزنامه نگار نوپا
 
 
وای كه چقدر سخته.فكر كردن درباره چیزایی كه مدتها سعی كردی اونها را فراموش كنی اما دوباره مجبوری بهشون فكر كنی و تصمیم بگیری .آدم سر دو راهی كه چه عرض كنم  سر  ۱۰۰۰ راه میمونه .اما حالا مجبورم كه یكی از این راهها رو انتحاب كنم كه شاید خوب باشه و خوشحال كننده ،شاید هم بد باشه و نا امید كننده . به هر حال یه نوع ریسكه دیگه.

  نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 14:51  توسط پرستو کریمی  | 

مثل اینكه داستان  روابط نا مشروع مقامات مملكتی باز هم ادامه دارد ....

پس از انتشار خبر های متفاوتی در خصوص روابط سردار زارعی و دستگیری او امروز یك فكس به روزنامه فرستاده شده بود  در این فكس آمده بود كه : یكی از نمایندگان دوره قبلی مجلس به خاطر روابط نامشروعش از سوی دادسرای عموی و اتنقلاب تهران تحت تعقیب بوده كه در حال حاضر دستگیر و روانه زندان اوین  شده است

خبر های دریافتی حاكیست این نماینده دوره هفتم مجلس كه در انتخابات اخیر رد صلاحیت شده است علاوه بر مسائل اخلاقی مرتكب تخریب و تیر اندازی غیر مجاز با اسلحه به سوی شكات  و درگیری با سلاح گرم شده است .

البته این فكس بدون ذكر منبع به روزنامه آمده بود این در حالی است كه چند اس ام اس هم  در این خصوص به روزنامه فرستاده شده بود .

  نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 17:54  توسط پرستو کریمی  | 

مدتهاست كه وبلاگم رو آپ نكردم شاید مشكلات كاری و خانوادگی علت این موضوع بود .البته مشكلات خانوادگی كه نمیشه گفت چون اسمش رو نمیشه مشكل گذاشت مشكل هم كه میگم به خاطر كارهایی بود كه برای عروسی برادرم قرار بود انجام بدم .

بالاخره پس از گذشت مدتها برادرم هم به خانه بختش رفت الان 5 روزی هست كه از خانه ما رفته اما از انجایی كه خانه ما تقریبا به هم نزدیكه خلا نبودنش اصلا احساس نمیشه به هر حال همسرش تازه عروسه و حوصله پخت و پز نداره در نتیجه هر شب شام مامهمان داریم و.......

دلم برای برادرم میسوزه چون از یك ماه دیگه كه قراره ما اسباب كشی كنیم جایی رو ندارن كه برن بنابراین باید عروس خانم یه كمی فعالیتش رو افزایش بده ،اینا رو كه گفتم حمل بر خواهر شوهر بودنم نذاریدا چون من خیلی خوبم  و اصلا خواهر شوهر بازی در نمیارم و سرم بهكار خودمهآنقدر كه الان یك سالی میشه كه فقط دارم كار میكنم .و این كار كردن باعث شده تو این یكسال نه سینما برم نه به تفزیحات دیگه ای برسم

 

  نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 16:42  توسط پرستو کریمی  | 
این اولین پست در سال جدید هست متاسفانه یا خوشبختانه در این مدت طولانی حال واحوال خوبی نداشتم و به همین دلیل هم نتونستم آپ كنم ،امیدوارم با تغییر و تحولاتی كه در روزنامه داره اتفاق می افته این موضوع هم بر طرف بشه .

 

  نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 11:35  توسط پرستو کریمی  | 

مدتها ست كه حوصله ندارم ،میدونم كه كلی حرف دارم برای زدن و كلی مطلب برای نوشتن در وبلاگم اما هیچ انگیزه ای برای نوشتن ندارم ......همین

  نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 17:18  توسط پرستو کریمی  | 

مدت تقریبا طولانی هست که وبلاگم رو آپ نکردم ، هر بار که می خواستم این کار  رو انجام بدم  یه اتفاقی می افتاد .خیلی حرفها تو دلم بود و هست که احساس میکردم باید بگم اما بعد احساس میکردم این فضا ،فضایی نیست که بخوام اون حرفها رو مطرح کنم .

در این مدت اتفاقات تلخ و کمی هم شیرین افتاد البته شیرین نمیشه گفت ،شاید اتفاق خوب بهتر باشه . این روز های سرو  و برفی هم که قوز بالا قوز شد از  دقایق ابتدایی تا همین 24 ساعت پیش راه به راه زمین خوردم .تو این عابر پیاده هایی که انگار قرار نیست دستی به سر و گوشش کشیده بشه که یا  مردم عین یک آدم آهن مجبورند راه برند  و یا باید به یاد رو زهای بچگی شون بیفتند و سر سره بازی کنند .

دو روز پیش هم که به دلایلی در بیمارستان بودم گوشی موبایلم ظرف 30 ثانیه به داخل چاه دستشویی سقوط کرد و در جریان یک عملیات انتحاری از سوی کارگر بیمارستان پس از گذشت 2 ساعت بیرون کشیده شد . برای بیرون اوردنش از هر وسیله ای که فکرش رو بشه کرد استفاده شد .وقتی گوشیم به دستم رسید تقریبا عمل جراحی هم به پایان رسیده بود اما متاسفانه صفحه نمایشگر اون مثل زمانی شده بود که تلویزیون جنگ مورچه ها رو نشون می ده . (منظورم زمانی هست که برنامه تلویزیون تموم می شه بعد یک صفحه سفید با نقطه های سیاه  معلوم می شستا ) اون جوری شده .

پی نوشت : اون طور که من شنیدم مراسم ختمی برای مهران قاسمی دبیر سرویس بین الملل روزنامه اعتماد ملی روز پنج شنبه ساعت 2:30 دقیقه  در انجمن صنفی برگزار شده گفتم بگم تا هر کسی دوست داشت شرکت کنه .

پی نوشت : فکر کنم این اولین پستی هست که زبان نوشتم خود مونی بود به نظرتون این جوری بهتره یا مثل قدیما بنویسم ؟

  نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 22:45  توسط پرستو کریمی  | 

گاهی همه چیز کمی تیره می نماید

 

باز روشن میشود زود

 

تنها بدان

 

این حقیقتی است

 

بارانی باید

 

تا که رنگین کمانی بر آید

 

و لیمو ترش

 

تا شربتی گوارا فراهم شود

 

و شاید

 

روزهایی در سختی

 

تا که از ما

 

انسا ن هایی تونا بسازد

 

 

 

پی نوشت :شماره جدید هفته نامه اشراق همراه  ویژه نامه ایمنی منشر شد

 

- خفاش شب دوباره بازگشت

 

- پدر قربانی بازی (مرگ )فرزند 

 

- زنان کلاهبردار در کمین مردان تاجر

 

- زن خیانتکار شوهرش را در تصادف کشت

 

- تهران در وحشت تیغ دشنه

 

-جایزه برای جاعلان کارت سوخت

  نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 0:1  توسط پرستو کریمی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM